با پزشکان

دکتر امیر حسن محبوبی

فلوشیپ فوق تخصصی اورولوژی اطفال

دکتر محمد آذرفر

پزشک تغذیه کلینیکی و متابولیسمی

نامه جمشید مشایخی برای داود رشیدی

جمشید مشایخی، بازیگر سینما و تلویزیون کشورمان، پس از شنیدن خبر درگذشت داود رشیدی, متنی را درباره این بازیگر نوشت و منتشر کرد.

نامه جمشید مشایخی برای داود رشیدی

متن نامه جمشید مشایخی برای داود رشیدی را در زیر می‎توانید بخوانید:

جمشید مشایخی برای داود رشیدی نوشت:

درباره داوود رشیدی که روز گذشته درگذشت

نگفتن از او بی‌معرفتی است…

در ابتدا به خانواده رشیدی، به خصوص خانم احترام برومند و همچنین تمام عزیزان دوستدار هنر و آشنا به هنر تسلیت عرض می‌کنم. دوستی من با داوود رشیدی به سال ۱۳۳۹ بازمی‌گردد. سالی که او از فرانسه بازگشته و در اداره هنرهای دراماتیک استخدام شده بود. قصد داشت نمایشنامه «ایوانف» چخوف را اجرا کند.

نقش ایوانف را به من پیشنهاد داد، بعد از چند جلسه تمرین من انصراف دادم. چرا که آن زمان منتقدان خیلی حساس بودند و می‌ترسیدم از اینکه کار آن‌طور که باید در نیاید. من چخوف را نمی‌شناختم و حداقل یک سال باید مطالعه می‌کردم تا چخوف را بشناسم. این بود که بازی نکردم و داوود فکر کرد که مرا تحریک کرده‌اند که با او کار نکنم. بعد از آن یک نمایشنامه دیگر با عنوان «می‌خواهید با من بازی کنید» نوشته مارسل آشار در گونه کمدی بود که تصمیم داشت کار کند.

در تمرین به پرویز کاردان که بازی داشت می‌گوید که یک نقش اینجا هست که یک جمله بیشتر ندارد و صاحب سیرک است. این نقش به جمشید می‌خورد ولی او قبول نمی‌کند که این نقش را بازی کند. بعد هم می‌گوید که او ایوانف که نقش اول بود را بازی نکرد حال می‌آید نقش یک جمله‌ای را بازی کند! اما من این پیشنهاد را قبول کردم. او از شنیدن خبر خوشحال شد و آمد مرا بوسید و فهمید که خیلی دوستش دارم. بعد از آن در کارهای تلویزیونی‌اش بازی داشتم از جمله ماجرای «عشقی دن پرلیم پلن با بلیزه در باغچه‌اش» فدریکو گارسیا لورکا. پس از آن در سه نمایش صحنه‌ای ایشان بازی داشتم «مستأجر» نوشته پرویز کاردان، «آنتیگون» ژان آنوی و یک نمایشنامه از یک نویسنده ترک که نامش در خاطرم نیست.

بعد از آن هم در سه کار «هزاردستان»، «کمال‌الملک» و «خانه عنکبوت» با هم همبازی بودیم. این همکاری‌ها باعث شد با داوود خیلی رفیق شوم. آدم شوخ و خوش‌خلقی بود. برایم رنج‌آور بود که چنین شخصیتی دچار آلزایمر شود. بازی‌اش را که همه دیده‌اند اما متأسفانه آثاری که ایشان کارگردانی کرده است اثر ثبت شده‌ای وجود ندارد چون آن زمان نمی‌شد که فیلم بگیرند و تصویر ضبط کنند.

نمی‌دانم حالا بعد از فوتش گفتن این حرف‌ها چه فایده‌ای دارد؟ چرا قبل از مرگ یاد آدم‌ها نمی‌افتیم. اگر نگوییم بی‌معرفتی است اما اگر هم بگوییم همه می‌گویند چرا قبل از مرگش این حرف‌ها گفته نشد. اشکال ما این است، من متأسفم. البته زندگی همین است. اینها همه درس است برای ما که آدم همیشه زنده نمی‌ماند. چه خوب است که آدم کاری بکند که بگویند خدا رحمتش کند. داوود رشیدی از این دست آدم‌هاست.

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]
تاریخ: ۶ شهریور ۱۳۹۵

دیدگاه‌های شما

1 دیدگاه روشن "نامه جمشید مشایخی برای داود رشیدی"

اطلاع از
avatar

مرتب‌سازی بر اساس:   جدیدترین | قدیمی‌ترین | بیشترین تعداد رای
سارا
کاربر
سارا
10 ماه 2 روز پیش

آخی خدا بیامرزه داود رشیدی خدا به خانوادش صبر بده. خانوادگی هنرمندن

wpDiscuz
داغترین مطالب

جهت عضویت در خبرنامه چیدنی لطفا نام و آدرس ایمیل خود را وارد نمایید.