با پزشکان

دکتر محمد آذرفر

پزشک تغذیه کلینیکی و متابولیسمی

دکتر امیر حسن محبوبی

فلوشیپ فوق تخصصی اورولوژی اطفال

بازتعریف دوباره از خود (بخش ۲)

بازتعریف دوباره از خود (بخش ۲): از گذشته‌تان فاصله بگیرید

بازتعریف دوباره از خود (بخش 1)

 

۱- از خودتان بپرسید کدام جنبه‌های زندگیتان از صدمات گذشته، تاسفات و ناگواری‌های گذشته تاثیر گرفته است. یکبار که این مسایل را شناسایی کردید به آنها اجازه دهید بروند به طوری که دیگر نتوانند شما را کنترل کنند.
– شما ممکن است متوجه شوید که مقصر هستید و احساس گناه می‌کنید. ممکن است در زمان کودکیتان خانواده شما از نظر مالی در شرایط خوبی نبوده باشند و این نا امنی ممکن است در بزرگسالی شما را در کارتان دچار وسواس کند.

۲- از اشتباهات گذشته درس بگیرید. شما نباید به اشتباهات و صدمات گذشته اجازه دهید شما را به عقب هل دهد بلکه از این اشتباهات برای پیشرفتتان در حال حاضر استفاده کنید. برای مثال می‌توانید به دلایلی که باعث شرایط بد مالی شما و خانواده‌تان در گذشته شده درس بگیرید و یک طرح مالی عاری از خطا را در آینده پی ریزی کنید.

۳- یک عادت بد را کنار بگذارید. اصلاح عادات بد و معایب شخصیتان، بخش مهمی از فراموش کردن گذشته‌تان است. همچنین می‌تواند تهدید کننده نیز باشد. به جای تغییر یکباره خودتان هربار یک عادت بد را ترک کنید.
– انجام زیاد این کار ممکن است شما را خسته کند. هنگامی که شخصی در مسیر بهبود شخصیش خسته شود، به احتمال زیاد از این راه بازگشت خواهد کرد.
– از سوی دیگر پیشرفت‌های کوچک برای محقق شدن آسان‌تر هستند. وقتی به یک هدفتان رسیدید، این موفقیت می‌تواند شما را به سمت اهداف دیگر شویق کند.
– به آرامی با اهداف ملموس شروع کنید. سیگارتان را ترک کنید.

۴- افکار منفی درباره خودتان و زندگیتان را با افکار مثبت جایگزین کنید. تمرین کنید که به جای تمرکز بر مشکلات بر روی توانایی‌هایتان تمرکز کنید. به طور مثال یک روز بد و یا نداشتن یک دوست، این حس را در شما ایجاد کند که: «من هرگز کسی را پیدا نخواهم کرد. حتما من مشکلی دارم» وقتی فکری مثل این در ذهنتان آمد آن را با گفتن این جمله: «من دوستی مناسب برای خودم پیدا نکردم. اما این به این معنی نیست که هیچ کس را پیدا نخواهم کرد. آن شخص را تا زمانیکه تلاش نکنم به دست نخواهم آورد» تهیه لیستی از ارزش‌های وجودیتان که قابل تحسینند، ممکن است بسیار مفید باشد.

۵- به نظر دیگران اهمیت ندهید. مردم در هر صورت و هر کاری که انجام دهید، شما را با نظرهایشان تحت فشار قرار می‌دهند. به حرف‌هایشان اهمیت ندهید و سعی کنید کسی که خودتان می‌خواهید باشید نه کسی که دیگران از شما انتظار دارند.
– فشار‌های اجتماعی ممکن است از افرادی که در زندگیتان هستند باشد. والدین، رییس و یا دوستانتان ممکن است از شما انتظار داشته باشند که کسی که نیستید باشید! این با مشورت کردن بسیار متفاوت است. در مشورت شما ایده‌ها را جمع آوری و سپس حق انتخاب با شماست و دیگران فقط نظرشان را می‌گویند. پس در مشورت درنگ نکنید. اما تحمیل قابل پذیرش نیست. بلکه شما خودتان باید به آن باور برسید.
– شما همچنین بهتر است که از فشار‌های اجتماعی که از سمت خود جامعه به شما وارد می‌شود دوری کنید. جامعه ممکن است انتظارات خاصی از شما بر اساس نژاد، جنسیت و طبقه اقتصادی داشته باشد و این انتظارات می‌تواند شما را محدود کند. البته قوانین اجتماعی و پذیرفته شده و قوانینی که عرف جامعه هستند موضوع بحث ما نیست. مثلا کسی نمی‌تواند بگوید من دوست دارم چراغ قرمز را رد کنم، چون عقیده‌ای به آن ندارم. اما کسی که به شما می‌گوید چرا لباس آبی پوشیدی باید زرد بپوشی مثال بارز یک تحمیل غیرمنطقی است.

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]
تاریخ: ۶ مهر ۱۳۹۴
داغترین مطالب

جهت عضویت در خبرنامه چیدنی لطفا نام و آدرس ایمیل خود را وارد نمایید.