با پزشکان

دکتر امیر حسن محبوبی

فلوشیپ فوق تخصصی اورولوژی اطفال

دکتر محمد آذرفر

پزشک تغذیه کلینیکی و متابولیسمی

تمجید شاهرخ استخری از امین حیایی

شاهرخ استخری‌ که در سریال آمین خوش درخشید این‌ روزها داغدار شهادت عموی بزرگوارشان در حادثه منا نیز هست.

خلاصه‌ای از مصاحبه با شاهرخ استخری:

 

بیا ماحصل کارت را از سال ۸۶ تا الان، طی ۸ الی نه سال اخیر قضاوت کنیم. هندوانه‌ هم زیر بغل شما نمی‌گذارم. می‌دانی من به‌ هیچ بازیگری عادت ندارم باج بدم و بیخودی از تو تعریف کنیم. ولی ماحصل زحمت تو در این چند سال چیزی جز درخشش نبوده. اگر غیر از این تو را قضاوت کنم، مردم مرا به سخره خواهند گرفت. حفظ این انرژی و ریتم داشتن خیلی مشکل است، چطوری این کار را می‌کنی؟
وقتی برای مردم بازی می‌کنی و قرار است ۵۰ شب، هرشب تو را از تلویزیون ببینند، هر شب چیزی برای ارائه، باید در چنته داشته باشی، این کنش در بازیگری اصلا کار آسانی نیست، یعنی هر روز باید با یک انرژی خاصی سرصحنه بروی. فیلمنامه نویس که بار ۲۰ شخصیت سریال را دارد به دوش می‌کشد، تو به عنوان بازیگر وظیفه داری در مواردی، نقش خودت را رنگ آمیزی‌ کنی. این کار وظیفه من است، نه فیلمنامه نویس. فیلمنامه نویس و کارگردان نیز، هزار و یک مشغله دارد، در این میان من باید خودم گلیم نقشم را از آب بیرون بکشم. من باید یک چیزهایی را به آن اضافه کنم. اگر قرار باشد من فقط مجری اوامر دیگران باشم و صرفا مبتنی بر چند تحرک ساده، چند تا دیالوگ را فرضا بگم دیگر بازیگر نیستم، در این شرایط بهتر است انیمیشن بسازیم! بازیگر پس به چه دردی می‌خورد؟ شده به خاطر یک کلمه بجنگم، بجنگم؛ بارها این کار را کرده ام.

 

آیا معتقدی‌ که از بازیگران جوان و انرژیک، در زمان درخشش ابتدایی، استفاده نمی‌شود، می‌گذارند بازیگر پیر شوند و بعد می‌گویند حالا بازیگر جوان نداریم؟
مشکلی با این فاصله زمانی ندارم، عمده مشکل من این است که سینما، به دنبال چهره جدید نیست. یعنی یک تعدادی ستاره در سینما داریم که آنها چهل سال را رد کرده اند.

 

یک نکته‌ای بگویم؟ بهروز افخمی، که به نظر بزرگ مرد سینمای مردمی است، همیشه حرف خوبی به من می‌زد، می‌گفت: سینما مال تیننجرهاست، یعنی اقشار سنی زیر ۲۴ سال، مال آدم‌های بالاتر از ۵۰ سال نیست.
این جوانی در‌ همه جای دنیا هست ولی در سینمای ما نیست. در تولیدات سینمای ایران، هر وقت جوانی در سینما متجلی می‌شود اثر موفقی ساخته می‌شود، مثل رخ دیوانه که اثر موفقی می‌شود. وقتی تعدادی جوان، کنار‌ هم قرار می‌گیرند، مردم این اتفاق را دوست دارند، چون انرژی خوبی در سینما شکل می‌گیرد. چرا ما همیشه باید فیلمنامه‌هایمان‌ را تغییر بدهیم و سن کاراکترهایمان‌ را بالاتر ببریم تا به سن هنرپیشه قدیمی بخورد؟ ستاره‌های قدیمی هم باشند، ولی محوریت با جوانان باشد. آدمی‌ که چهل سال را رد کرده است که نباید نقش دانشجو بازی‌کند! شاید باورت نشود ولی از ته دل خوشحال می‌شوم وقتی‌که جوانان تازه نفس را در سینما و تلویزیون می‌بینم.

 

بعد از فاصله‌ها و دلنوازان، می‌توانستی همینطور یک نفس، سریال بازی‌کنی ولی نکردی. چرا؟
بگذار کمی شفاف سازی‌کنیم. بعد از فاصله‌ها برای هر سریال ماهی n میلیون تومان می‌دادند که رقم کمی نبود. خودت هم که می‌دانی ۹۰ درصد از سریال‌هایی‌ که در این مدت، ساخته شد، فیلمنامه‌اش برای من آمد. ولی من به دنبال هدف دیگری بودم، از همان‌ روز اولی‌ که وارد بازیگری شدم، آرمانی بزرگتر را جستجو می‌کردم. اگر به رزومه من، نگاه کنی، چهار تا کار اول من، چهار کار متفاوت لااقل در ژانر است. نقش منفی در تلخون علیرضا امینی، پریدخت تاریخی، جوان مثبت مذهبی در «داداشی» و ماه عسل کمدی. خب وقتی تو، در نقشی، کمی خوب دیده می‌شوی، همه‌ تو را برای همان نقش‌های مشابه می‌خواهند. خب من چند تا کار متفاوت انجام دهم که قصد و نیتم از بازیگری مشخص شود. اگر آن اوایل به من می‌گفتند و من می‌گفتم نه، می‌گفتند ای بابا مگر تو کی هستی؟ مگر او کیست، چه کار کرده، که فلان فیلمنامه را رد می‌کند، دل مردم از ماهی n میلیون تومان مهم‌تر است.

 

پتانسیل این کار را داریم که بارها بارها از روی فارسی وان عبور کنیم؟
البته خیلی از ابزارهای نمایشی را هم نداریم و حتی اجازه استفاده از هر ابزاری را هم نداریم اما همیشه‌ توانسته‌ایم و باز هم می‌توانیم. مثلا دیالوگی‌ که من، در سریال فاصله‌ها خطاب به پدرم می‌گویم که «مگر معنای دوستی هر دختر و پسری، ازدواج است؟» در آنونس سریال هم پخش شد، مگر چنین چیزی در تلویزیون ما تا آن زمان وجود داشت؟

 

یعنی آن موقع، با چنین قصه‌هایی از یک شرایط محافظه کارانه سهوی و بیخودی عبور کردیم؟
روی خطوط قرمز راه می‌رفتیم. نه اینکه خدای نکرده بخواهیم، از آن عبور کنیم. با این حال چقدر این سریال، آموزنده بود. بخشی از دلنوازان در مورد مبحث مهریه بود، روی خیلی‌ها تأثیر گذاشت، خیلی قدم مثبتی بود در این زمینه که با تفکر بیشتری ازدواج کنیم و یا اینکه این مسخره بازی‌ها را در مورد مهریه با اعداد و ارقام نجومی تمام کنیم. هیچ سریالی نتوانست به آن خوبی، تأثیرگذار گذار باشد. یا در فاصله‌ها، روابطی‌ که بخواهد در خیابان شکل بگیرد با جزئیات دراماتیک خوبی مورد ارزیابی قرار می‌گرفت.

 

بعد از فاصله‌ها و دلنوازان، شایعاتی هم برای تو درست کردند. این شایعات، به گوش تو هم رسید؟ مثلا اینکه آدم مغروری است، از بالا با همه صحبت می‌کنی. ببین من شاهد برخورد تو با همکارانت هستم، فروتنی فوق العاده‌ای در تو می‌بینم که واقعا تعجب می‌کنم چرا این حرف‌ها را در مورد تو می‌زنند. من مجبور شدم از فلانی و فلانی قبل از این آشنایی بارها  بپرسم. آنها به من می‌گفتند: فوق العاده است، این پسر بی نظیر است، او اگر در یک فیلم آمریکایی هم بازی‌کند، باز هم شاهرخ استخری است.
در سریال دلنوازان، نقشی‌که بازی می‌کردم، یک جوان مغرور بود، مدیر یک آژانس هوایی بود و از موضع بالا برخورد می‌کرد ولی در فاصله‌ها، اینطور نبود. نباید که از روی نقش، کسی را قضاوت کرد. من می‌گویم از آن افرادی‌ که من‌ را دیده‌اند و یا با من برخورد داشته‌اند، بپرسید. آنها اطلاعات دقیق‌تری می‌دهند.

 

در طول ساخت سریال آمین تعامل شما با امین حیایی چگونه بود و اصلا با توجه به حواشی اخیر چه جور آدمی است؟
من می‌دانم که امین حیایی، امروز با همه بی مهری‌ها و ناسپاسی‌هایی‌ که در حقش شده است، به این فکر افتاده است که خودش فیلم تهیه کند که به نظر من، این اتفاق خوبی است. امین حیایی، از تمام اندوخته‌هایش در این سال‌ها، از تمام تجربه‌ها و روابطش استفاده می‌کند، کاری‌ که امین حیایی تهیه کننده آن باشد، با یک سوم سرمایه اصلی ساخته خواهد شد. بخاطر اینکه‌ همه حاضرند به خاطر او، با یک چندم دستمزد واقعی خودشان هم کار کنند، یا اصلا پول نگیرند و کار کنند. این اعتباری است که امین حیایی در طول سالیان زیادی‌ که در سینما بوده، به دست آورده.

 

قرار است با هم کار کنید؟
از خدا می‌خواهم این اتفاق بیفتد. چرا که نه؟ دلیل هم دارم. چون امین حیایی به سینمای مردمی اعتقاد دارد. همین که در سریال آمین کنار‌ هم بودیم هم برای من افتخار بزرگی بود. واقعا جزو نوادر است. امین حیایی سر صحنه، پیشنهادهایی به من می‌داد که به ضرر نقش خودش بود. اصلا چنین چیزی در سینما و تلویزیون، نداریم. بارها در کارهای قبلی خودم دیده‌ام که ، پیشکسوت‌هایی آمدند و به خاطر اینکه مثلا فلان دیالوگ من، به مذاقشان خوش نمی‌آمد، به راحتی دیالوگ من‌ را خط می‌زدند و دست من هم به‌ هیچ کجا، بند نبود. حالا امین می‌آید و نکته‌ای را در ضرر نقش خودش به من می‌گوید و تشویقم هم می‌کند. یعنی این هنرمند، اصلا با من جوان، مشکلی ندارد، اتفاقا زیر بال و پر من‌ را هم می‌گیرد و کمکم هم می‌کند. ما چنین افرادی در سینما نداریم، باید مجسمه او را بسازیم. واقعا اسطوره اخلاق است با کتف در درفته و پای شکسته می‌آمد سر صحنه. شنیده‌ام سر صحنه فیلمی، حین فیلمبرداری، کارش را متوقف کرد تا دستمزد تمام عوامل را بدهند و بعد از پرداخت، فیلمبرداری از سر گرفته شد. شاید خودش راضی نباشد که این مسائل را درموردش می‌گویم. من این موضوعات را مطرح می‌کنم برای اینکه عده‌ای از مردم، ذهنیت خاصی در مورد امین حیایی پیدا کرده‌اند، خواستم این حرف‌ها را هم بشنوند و بعد قضاوت کنند. مردم عزیزی و فهیمی‌ که شاید یک جایی از دست امین حیایی، ناراحت شده‌اید، این مسائل را هم بدانید.

 

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]
تاریخ: ۱۹ آبان ۱۳۹۴

دیدگاه‌های شما

اولین نفری باشید که دیدگاه می‌گذارد

اطلاع از
avatar

wpDiscuz
داغترین مطالب

جهت عضویت در خبرنامه چیدنی لطفا نام و آدرس ایمیل خود را وارد نمایید.