با پزشکان

دکتر امیر حسن محبوبی

فلوشیپ فوق تخصصی اورولوژی اطفال

دکتر محمد آذرفر

پزشک تغذیه کلینیکی و متابولیسمی

چگونه احساسات خود را کنترل کنیم؟(۲)

در قسمت اول به بخش‌های ۱ و ۲ پرداختیم. با بخش‌های ۳ و ۴ در این مطلب همراه شما هستیم تا یاد بگیریم چگونه احساسات خود را کنترل کنیم؟(۲)

کنترل احساسات

بخش اول : تفکرات خود را تغییر دهید

۱ . به جلو نگاه کنید. اغلب هنگامی که احساساتی می‌شویم، فقط همان لحظه را می‌بینیم و واقعیت‌ها از جلوی چشمانمان محو می‌شوند. هنگامی که دچار این حالت می‌‌شوید از خودتان بپرسید: این عصبانیت من فردا چه خواهد شد؟ هفته بعد چطور؟ ماه بعد چطور؟ این به شما کمک می‌کند به یاد داشته باشید که احساسات موقت و زودگذرند، اوج می‌گیرند و سقوط می‌کنند، درست مانند امواج. درک اینکه احساسات زودگذرند، می‌تواند به شما کمک کند که آن‌ها را مدیریت کنید.
ممکن است زمان‌هایی در زندگی خود احساس کنید که در طوفان احساسات غرق شده‌اید، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید و احساسات و تجربیات خود را از هم تفکیک کنید. اسم هر احساس را پیدا کنید. این کار به شما کمک می‌کند، کنترل بیشتری روی احساسات خود داشته باشید، زیرا با این کار می‌دانید چه احساسی دارید و می‌توانید گام‌های لازم را بردارید.
۲ . از جدال با احساسات خود بپرهیزید. یک راه تفکر در مورد احساسات که می‌تواند منجر به مبارزه شود این است که فکر می‌کنید باید آن‌ها را کنترل کنید. احساسات ذاتا خوب یا بد نیستند. خشم، ترس، و حتی شادی می‌تواند مفید یا مضر باشد، همه اینها بستگی به این دارد که چگونه با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم. سعی کنید احساسات خود را طوری استفاده کنید و نشان دهید که فقط برای حال حاضر باشد و بر اساس این باشد که می‌دانید که شاید روزهای بعد همان احساس را نداشته باشید.
۳ . اوضاع را تغییر دهید. احساسات، مانند واقعیت، “ثابت” نیستند. چگونگی تفسیر شما از یک وضعیت تاثیر زیادی بر روی واکنش شما دارد. با عوض کردن نحوه تفسیر و واکنش شما از یک وضعیت، می‌توانید احساسات خود را هم تغییر دهید.
۴ . برخی از حوادث ممکن است در بعضی روزها از روزهای دیگر ناراحت کننده‌تر باشد. این به دلیل این است که شرایط ‌متفاوت است. دست نگه دارید و از خود بپرسید که آیا ناراحتی شما به دلیل آن واقعه و یا حادثه است و یا شرایط؟ و یا بخاطر مسائل دیگر؟
برای مثال یک شوخی که معمولا شما را به خنده وا می‌داشت ممکن است در روزی دیگر برایتان ناخوشایند باشد زیرا روز سختی را پشت سر گذاشته‌اید. در این مورد به جای عصبانی شدن به این فکر کنید که آیا فردی که آن شوخی را با شما کرده است قصدش صدمه زدن و آزار رساندن به شما بوده است؟ اگر دوست نزدیکتان باشد قطعا این طور نبوده، و احتمالا شما به چیزی دیگر واکنش نشان دادید مانند خستگی یا سردرد و در واقع واکنش شما به دوستتان و یا شوخی‌اش نبوده است.
۵ . افکار منفی را از نو چارچوب‌بندی کنید. اگر خاطرتان باشد در مورد وسواس فکری در قسمت اول صحبت کردیم. که به تکرار افکار منفی در ذهن گفته ‌می‌شود. به جای وسواس فکری و تکرار افکار منفی سعی کنید حلقه تکرار آن‌ها را در ذهنتان بشکنید! به این صورت که به جای فکر کردن مداوم به آن اتفاق و یا مشکل و مرور آن که فایده‌ای جز ناراحت کردن بیشتر ندارد، به این فکر کنید که دلیلش چه بوده و چطور می‌توانید آن را از سر راه بردارید و یا حلش کنید و یا حتی فراموشش کنید. مطالعات نشان داده‌اند که وسواس فکری شما را در خطر ابتلا به افسردگی بالینی، اعتیاد، اختلالات خوردن و بیماری‌های قلبی قرار می‌دهد.

 

بخش دوم : جدال با تفکرات تحریف شده

۱ . تحریفات و یا خطاهای شناختی را بشناسید. خطاهای شناختی تجزیه تحلیل عوامل محیطی و رفتار اطرافیان به گونه‌ای وسواس‌گونه و منفی است که برخاسته از حدس‌های غیر قطعی و تحلیل نادرست رفتار دیگران است. خود فرد معتقد است که درست حدس زده است اما اینطور نیست. طرز فکر شما تعیین کننده احساس شماست. بهترین راه برای تغییر احساس و کنترل آن تغییر افکار است. همه ما در زندگی حداقل چندین بار دچار تحریف شناختی می‌شویم اما نباید اجازه دهید افکارتان به صورت خودکار شکل بگیرند و حالت منفی داشته باشند. سعی نکنید ذهن دیگران را بخوانید و احساسات و عقایدشان را حدس بزنید.
۲ . از فیلترینگ توسط ذهنتان، اجتناب کنید
به یاد داشته باشید که هیچ چیز کاملا بد و یا کاملا خوب نیست. فیلترینگ وقتی اتفاق می‌افتد که شما بر روی جزئیات منفی یک شرایط تمرکز می‌کنید و اجازه می‌دهید که جنبه‌های مثبت آن را هم تحت‌الشعاع قرار دهد. این طرز تفکر می‌تواند منجر به این شود که احساس غم و یا بی ارزشی کنید. برای مثال برای دیدن فیلمی به سینما می‌روید اما دیر می‌کنید و اوایل فیلم را از دست می‌دهید. در این حالت ناراحت می‌شوید و فیلترینگ مغزتان باعث می‌شود از تماشای ادامه فیلم هم لذت نبرید و مدام خود را سرزنش کنید که چرا دیر رسیدید و داستان فیلم را از دست دادید. میانه رو باشید. لازم نیست همه چیز بی‌نقص و عالی باشند تا مبادا شکست بخورند. به خودتان یادآوری کنید که در هر شرایطی جنبه‌های مثبت نیز وجود دارند. اگر بخواهیم به همان مثال فیلم برگردیم به جای سرزنش خود و از دست دادن لذت تماشای ادامه فیلم سعی کنید داستان فیلم را به مرور حدس بزنید و از تماشای فیلم لذت ببرید.
۳ . از شخصی سازی بپرهیزید. شخصی سازی وقتی اتفاق می‌افتد که فکر می‌کنیم هر کاری که شخص دیگری انجام می‌دهد واکنش مستقیم به ماست. برای مثال با همکارتان در راهروی محل کارتان رو به رو می‌شوید که عصبانی است. شما فکر می‌کنید او از دست شما عصبانی است. برای مقابله با این طرز فکر، به خودتان یادآوری کنید که دیگران هم احساس دارند و هر کسی مشکلات خاص خودش را در زندگی دارد. در بیشتر موارد رفتار دیگران ارتباطی با شما ندارد. اگر واقعا نگران این هستید که ممکن است کاری کرده باشید که شخصی را ناراحت کرده باشید، از خودشان بپرسید که چه شده است؟

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]
تاریخ: ۲۳ شهریور ۱۳۹۴
داغترین مطالب

جهت عضویت در خبرنامه چیدنی لطفا نام و آدرس ایمیل خود را وارد نمایید.