با پزشکان

دکتر امیر حسن محبوبی

فلوشیپ فوق تخصصی اورولوژی اطفال

دکتر محمد آذرفر

پزشک تغذیه کلینیکی و متابولیسمی

۷ درس از ترک کار

در اینجا ۷ درس از ترک کار را با استفاده از تجربیات یک شخص موفق ذکر می‌کنیم که بسیار آموزنده می‌باشند. با ما همراه باشید:
مسیر شغلی من مانند قطار شهر بازی است. پر از فراز و نشیب بود و اغلب با خود فکر می‌کردم که نمی‌توانم بر موانع غلبه کنم. تغییر شغل یکی از پر استرسترین تصمیمات در زندگی است. شما مجبورید محیط و فرهنگ کاریتان را که به آن عادت کرده‌اید را ترک کنید. اما گاهی مردم خود را در وضعیتی می‌یابند که مجبورند شغل فعلیشان را ترک کنند و دنبال چیز متفاوت‌تری باشند. وقتی من ۵ بار کارم را ترک کردم، فکر می‌کردم این جهان جایی برای من ندارد. اما ترک ۵ باره کارم به من تجربیات ارزشمندی داد و چیز‌های مفیدی به من آموخت.

7 درس از ترک کار

۱- هر تجربه‌ای ارزشمند است

من فکر می‌کردم که انتخاب شغل فقط یک بار در زندگی پیش می‌آید. بنابراین وقتی کار اولم را ترک کردم بسیار افسرده وناراحت بودم. همیشه از هدر رفتن تلاش‌های بیهوده‌ام پشیمان بودم. ولی در واقعیت هر کاری از نظر شخصیتی و حرفه‌ای در من تاثیر مثبت ایجاد می‌کرد. من همکاری با افراد متفاوت را یاد گرفتم و فهمیدم که یک کار گروهی خوب باعث موفقیت آن شرکت است. الان می فهمم که هر شغل جدید یک مرحله ضروری در مسیر شغلیم بود. وقتی مرتب محیط کارتان را تغییر می‌دهید، می‌توانید متوجه شوید که چه چیزی از زندگی و شغلتان انتظار دارید.

 

۲- پنج تلاش ناموفق به معنی شکست خوردن ششمین تلاش نیست

یک زمانی فکر می‌کردم که هرگز نخواهم فهمید دلم می‌خواهد چه کاری انجام دهم و هرگز نمی‌توانم شغل مناسب خودم را پیدا کنم. این واکنش افراطی یک پاسخ طبیعی به یک موقعیت استرس زاست. در مواجهه با شکست‌ها بسیار آسان است که ایمان خود را از دست بدهید و کم بیاورید اما من تجربه‌های گذشته‌ام را یک شکست کامل نمی‌دانم. فقط به خاطر اینکه دنبال شغلی مناسب‌تر می‌گشتم به این معنی نبود که نمی‌توانم آنرا پیدا کنم. مهم است که باور کنیم که هر تلاش جدیدی موفقیت آمیزتر خواهد بود.

 

۳- همیشه مجبورید چیزی را قربانی کنید

قطعا هر شغلی جنبه‌های مثبت خودش را داشت. نمی‌توانم بگویم که کاملا از شغلم ناراضی بودم. اما مهم‌تر از آن، اینست که به کل قضیه نگاه کنیم نه فقط به جنبه های جزیی آن. اگر یک کار با در آمد خوب می‌خواهید، آماده بیشتر کار کردن و پذیرفتن مسیولیت‌های بیشتر باشید. در مقابل اگر در تلاش برای داشتن وقت آزاد بیشتری هستید، باید چیزهای دیگر را قربانی کنید. می‌توانید بدترین کار را با بهترین و دوستانه‌ترین تیم داشته باشید. واقعیت این است که به سختی با هر کاری که انجام می دهید راضی می شوید. باید یاد بگیرید که اصل موضوع را ببینید و از چیزهای جزیی چشم بردارید.

 

۴- ترس می‌تواند یک تقویت کننده عالی باشد

مردم به معنای واقعی از ترک کار قبلی خود و پیدا کردن شغلی جدید وحشت دارند. با این حال ترس قطعا می‌تواند مفید باشد اگر عاقلانه از آن استفاده شود. ترس کم، همیشه به من کمک می‌کرد که چالش ها را بپذیرم و با وظایف دشوار مقابله کنم. ترس یک تقویت کننده انگیزه بخش و مانند یک تلنگر است. اگر می‌خواهید به خوبی به مسئولیت های خود بپردازید و محدودیت‌های جدید خود را کشف کنید، ترس لازم است. اما اگر ترس با بی تفاوتی جایگزین شود، زمان آن است که درباره تغییر شغل فکر کنید.

 

۵- محیط کاری نقش مهمی ایفا می‌کند

اگر کارتان را دوست دارید، شانس بیشتری برای موفقیت دارید. وقتی به محیط کارتان می‌آیید اشتیاق و حرفه‌تان تحت تاثیر محیط قرار می‌گیرد. ارتباط با همکاران، حجم کار، زمانبندی و بسیاری ترکیبات مهم دیگر مشخص می‌کند که آیا واقعا از کارتان راضی هستید یا خیر. در واقع خستگی و یکنواختی کاری که انجام می دهید مهم‌تر است. بنابراین بهتر است بین کار و مسئولیت‌هایتان تعادل ایجاد کنید.

 

۶- برای کارهای بی سرانجام پشیمان خواهید شد

نمی‌توانم فیلمنامه دیگری برای زندگیم تصور کنم و افسوس چیزی را نمی‌خورم. اما به لحظاتی فکر کنید که ترس، شک و تعصب شما را از تغییر شغلتان باز داشته است. شاید زندگیتان متفاوت می‌شد اگر آن ارتقا نمی‌دادید و یا فرصت دیگری داشتید. اگر این افکار حداقل یکبار به ذهنتان آمد به سختی از ذهنتان پاک می‌شوند. این آه و افسوس‌ها انرژی و سلامت شما را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تا زمانی که برنامه خود را به انجام نرسانید، حسرت‌ها و افسوس‌ها دست از سر شما بر نمی‌دارند.

 

۷- استعداد و پشتکار به یک اندازه مهم هستند

برای مدت زیادی در زندگیم فکر می‌کردم که فقط در صورت داشتن استعداد بالا موفق خواهم شد. این موضوع، من را وادار کرد که شغل‌های زیادی عوض کنم تا مکان ایدا آلم را پیدا کنم. واقعیت این است که استعداد بدون پشتکار نتیجه‌ای نخواهد داد. یک کارمند متعهد و پرتلاش از یک کارمند با استعداد موفق‌تر است. اگر استعدادتان با تلاش سخت همراه نیست، یک کارگر عادی خواهید بود. در مقابل کار سخت شما را هرگز مشتاق و علاقه مند نخواهد کرد. مهم است که کاری را که می‌کنید، دوست داشته باشید و برای بهتر شدن شغلتان تلاش کنید. ترک کردن شغلتان سخت نخواهد بود اگر این سوال را از خود بپرسید: «آیا این کار من است؟» اگر جوابتان منفی باشد باید خودتان را جمع و جور کرده و به فکر باشید. ممکن است پیدا کردن مسیر شغلیتان کمی طول بکشد اما هر زمان که ذهن خود را به جست جو برای چیزهای بهتر وادار کنید، مسیر صحیح را انتخاب خواهید کرد. آیا تا به حال شغل خود را برای چندین بار ترک کرده اید؟

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]
تاریخ: ۱۴ شهریور ۱۳۹۴
داغترین مطالب

جهت عضویت در خبرنامه چیدنی لطفا نام و آدرس ایمیل خود را وارد نمایید.